Thursday, September 27, 2007

تکرار

باز هم یک مرحله ء دیگه شروع شد , دوباره باید با خودم کلنجار برم تا بفهمم از این زندگی چی میخوام؟
قعلا گیجم از چیزی که برام پیش اومده که باعثش هم خودم هستم یعنی رو راست هرچی که برام پیش می آید باید بگم که خودم باعثشم. دلم خوشه که لااقل خودم نویسنده داستان زندگیم هستم و نمی توانم از کسی گلایه وشکایتی داشته باشم.فقط می دانم که خیلی کار باید بکنم تا به آدم دیپلماتی تبدیل بشوم
اگر عمری باقی بود ویاتلاش و خونسردی شاید یکروز

2 comments:

Unknown said...

salam ghashang minevisi.moafagh bashi.amir az orkut

Unknown said...

زندگی رویا نیست
زندگی رفتن و باز آمدن است
زندگی مثل طلوع خورشید
مثل جویی گذرا در دل خاک
چیزی از جنس سفر های بلند
بال پرواز و سقوط
تلخ و شیرین،زشت و زیبا
شادی و همهمه ها
و سکوت یک مرگ
زندگی ساختن خاطره هاست