Thursday, July 19, 2007

جزیره ای در آنجا که هم دور وهم نزدیک است

رنگهای زیبای طبیعت . واقعا اگر بهشتی وجود داشته باشه فکرکنم که توی همین دنیاوروی زمین است . برای تعطیلات به جزیرهء برآ در منطقهء بُرطَین فرانسه رفته بودم. مناظر باشکوه وبی نظیر بودند. هوا نرم ولطیف و گاهی اوقات کمی ابری روزهای اول کمی سرد بود وروز آخر کاملا بارانی و با تما م این مسائل چیزی از زیبای این جزیرهء دوست داشتنی کم نمی کرد. صبح ها بعد از صبحانه وقت دویدن بود و نفس عمیق در یک طبیعت پاک در راه باریکه هایی که به دریا ختم می شد.خود رو سبک وآزاد حس می کردم همه چی رنگ مثبت وامیدواری گرفته بود انگار که من دوباره متولد شده بودم با یک ذهن آزاد از تمام گذشته های پر نشیب و فراز زندگی ام.
بعضی وقتها می بینم که اتفاقات چقدر ساده پیش می آیند وقتی که حتی منتطرشون نیستی. اتفاقهایی که میرونند تا یک حرکت جدید به زندگیت بدهند.بعضی اوقات با خودم میگم زندگی انجورها هم که فکر میکنم پیچیده نیست شاید باید راحت بگیری تا همه چی روال عادی خودش رو طی کنه. بهرحال این روزها روزهای درخشان وآفتابی اند سرشار از افکار مثبت.
روحیه ام من رو بیاد آسمان می اندازه ؛ یکروزهای آفتابی پر نور وزیبا! روزهایی هم هست که یک هوای دلم بارور از ابری های سیاه افکار پیچیده از یک آینده دور دست وناآشنا است, شاید این خاصیت تمام انسانها است یا بعضی از اونها اما هر چه هست حتی در این لحظه های خاکستری نور دل انگیز خورشید دراعماق قلبم بهم امید میده که فردا روز دیگری است

Saturday, July 7, 2007

خوبی زندگی

روزی که بهم گفت که دیگه نمی توانه سرقول وقرا رش بمونه فکر کردم دیگه آخر دنیا است ؛ همه چی روی سرم خراب شده بود . یکدقعه تمام چیزهایی که ساخته بودم فروریخت مثل این بود که واقعا تمام خواسته هامون روی یک بنای پوک وتوخالی ساخته بودیم که با تلنگوری ویران شده بود.احساس پوچی مطلق , وقتی که به تنها کسی که ایمان واعتقاد داری و یکدفعه همه چیز رو روی یک وحشت پوچ خراب می کنه! وحشتی که اساسش بزدلی است وگرنه چه توجیه دیگه ای می توانی براش پیدا کنی .
هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ!
و افسوس و صد افسوس !
می بینی هیچ جیز در احساست نسبت بهش عوض نشده و هنوز عاشقی ـ دوستش داری ویکجوری های او وخاطراتتش یه گوشه قلبت رنگ جاودانی گرفته و حتی ترسش چیزی از احساست رو عوض نمی کنه!
ولی باید جلو بری و این اوراق کهنه رو ورق بزنی اوراقی که یه جوری ناآگاهانه تمام زندگیت رو تحت تاثیر قرارداده و این اثریک عشق مثبته!
حداقل می توانم بگم که یکبار در این عمر ودراین زندگی عاشق شدم , و اصلا هم پشیمان نیستم چون یکی از مشخصات عشق اینه که یهت چنان کرامت و بخشندگی می ده که خودش یک رشد به سمت تعالی است. مگر نه اینکه انسان در این دنیاست که به تعالی برسه و با شناخت عشق، انسان به نوعی تعالی پیدا می کند تابه یک عشق الهی دست پیدا کنه!
می بینی که باید بری جلوو آینده جدیدی رو برای خودت بسازی البته گذشته جزیی از ماست در ما نفس می کشه و به شکلی آینده ای ما رو می سازه به شرط اینکه از تجربه ها درسهای مثبتی بگیریم و در وحشتهامون در جا نزنیم