Monday, May 28, 2007

عشق


عشق بالهای ِ سفیدت میدهد
همراه سارها، شاپرکها وٌ کبوترها پرواز َت میدهد
درمیان ابرهای سفید
اوج ات می دهد
درمیان افلاک
دم خورانت می دهد
در مجلس
ملکوتیان درس شور وشوقت میدهند
***
عشق آهنگی است ازلـــــــــــــــــی
روح را
وارد این تن کرد

آدم را افسون حوا کرد
او را تنبیه کرد
از افلاک به
زمین انداخت
حوا را گریان ساخت

***
این کرد که ما امروز
بردهء عشقیم و
گاه هم بیمار

از آواز خوشش سرمستیم

می نالیم از درد
گاهی هم

می پیچیم به خود چون بــــــــــــــــــــــــــادی تنها-
در بیابانی ِ بینهایت تاریک

نه پی درمانی
نه پی پیمانی
نه پی اموالی
***
روزی در طلوع ٌ(و)
روزی درغروب
روزی زنده و
روزی مردهٌ (و)
روزی درخشش خورشید در چشم ٌ(و)
روزی افول
...
روزی میر قصیم باستاره گان
روز دیگر ٌمهری برلب
نه غروری و نه منی

نه خودی وخودیتی
حرکت ما در عشق وبا عشق و
او درما

هیچیم و همه چیز
ابدیتیم و پوچی
خلائیم و خالی
با عشق و در عشق
دیگر کیستیم ؟

...







No comments: